کی با یه جمله مثل من
میتونه آرومت کنه
اون لحظههای آخرت
رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد، این
کوچههای بی عبور
وقتی به من فکر میکنی
حس میکنم از راه دور
آخر یه شب این گریهها سوی
تشامو میبره
عطرت داره از پیرهنی که جا
گذاشتی میپره
باید تو رو پیدا کنم هر
روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی
از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه
پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی