

رسیده
باز تولدت
ولی تو تنها ترینی
اون که میخوای نیست کنارت
که باش رو ابرا بشینی
میریزه از جفت چشات اشک
گوشه اتاق تاریک بریدی از همه مردم
دستت یه طناب باریک
آسمون واست میباره دست تو طناب دارت توی این شبای پاییز چرا
نیست هیشکی کنارت
چشات و رو هم
میذاری
یاد روزای گذشته کاش بیاد امشب سراقت
اون که رفت و برنگشته
صدای تیک تیک ساعت
صدای جیک جیک گنجشک گرمیه دستی رو گونت
یه بوس آبدار رو لپت
یه حس عجیب دوباره
می گیره کل
وجودت
دلیل موندن تا الان
دلیل بود و نبودت
توی اون اتاق تاریک چشماتو باز کردی آروم کسی نیست اونجا کنارت
دوباره شدی تو داغون
قصه ی یکّی و دوتاست جای خالیش باز همونجاست تویی و طناب
دارت
بودنش فقط یه رویاست (یه رویاست)