

(hmmmmm) دوباره منم خودم و خدام
یه راه سخت به زیر هر دو پاهام چشای قرمز لبای خشک
روی چهرم
نشون از درده به توی سینم
میرم دوباره راهو میرم حرفای درونمو دوباره صاف و ساده میگم دوباره
بازم میگم تموم راهو میرم
هی
خدای من بشین به جای من
نگو
که باید رفت بشین به حال من
بسوز دو ماه بد دوباره
آفتاب زد زیر بارون نشستم بدون
چتر خیلی خوب و
آروم
دوباره با حسی تازه (ahhhh)