این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته میخونه چه
غمگین آواز
توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه
صیاد اونو از جفتش جدا کرد
با تنهایی آشنا کرد
نجوای دو جفت عاشق روی شاخههای
تنها شعری عاشقانه بود
صدای قشنگ بالش تو فضای بیکرانه
بهترین ترانه بود
حالا تنها، حالا خسته با دلی
از غم شکسته بیصداتر از همیشه
با خودش تنها نشسته
با صدای غمگرفته شعر تنهایی میخونه
سود غمگین صداشو اونی که تنهاست
میدونه
این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته میخونه چه
غمگین آواز
توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه
صیاد اونو از جفتش جدا کرد
با تنهایی آشنا کرد
نجوای دو جفت عاشق روی شاخههای
تنها شعری عاشقانه بود
صدای قشنگ بالش تو فضای بیکرانه
بهترین ترانه بود
حالا تنها، حالا خسته با دلی
از غم شکسته بیصداتر از همیشه
با خودش تنها نشسته
با صدای غمگرفته شعر تنهایی میخونه
سود غمگین صداشو اونی که تنهاست
میدونه
این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته میخونه چه
غمگین آواز
توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه
صیاد اونو از جفتش جدا کرد
با تنهایی آشنا کرد
این پرنده مهاجر همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته میخونه چه
غمگین آواز
توی یک هجرت جمعی دست بیرحمه
صیاد اونو از جفتش جدا کرد
با تنهایی آشنا
کرد