

گفتم این بار از خودم چیزی نمیخوام جز یه شب که فکر
فردا رو نکنم هرچی از دستم افتاد روی زمین جمع کردم، ولی
مثل قبل نشدم
تو رفتی و خیابون همون خیابونه اما من دیگه اون آدم سابق
نیستم
دلم هنوز برای اون شبها تنگه برای حرفایی که نصفه موندن
اگه برگشتی، این بار آروم بیا ما از رفتنِ هم خسته بودیم
روی شیشه اسم تو پاک نمیشه هرچی بارون میزنه، واضحتره من به
جای اینکه ازت رد بشم دارم از خاطرههات رد میشم