باید تو رو پیدا کنم شاید
هنوزم دیر نیست تو ساده دل
کندی ولی تقدیری بیتقصیر نیست با
اینکه بیتاب منی بازم منو خط
میزنی باید تو رو پیدا کنم
تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من
میتونه آرومت کنه اون لحظههای آخر
از رفتن پشیمونت کنه دلگیرم از
این شهر سرد، این کوچههای بی
عبور وقتی به من فکر میکنی
حس میکنم راه دور آخر یه
شب این گریهها سوی چشامو میبره
قطرت داره از پیرهنی که جا
گذاشتی میپره باید تو رو پیدا
کنم هر روز تنهاتر نشی راضی
به با من بودنت حتی از
این کمتر نشی