اگه یه روز
بری سفر
بری ز پیشم بی خبر
اسیر رویاها
میشم
دوباره باز تنها میشم
به شب میگم با من
بمونه
به باد میگم تا صبح بخونه بخونه از دیار یاری
که تو منو تنها نذاری
اگه یه روز این نام تو
میونه من صدا کنه
دوباره باز عطر تو که تو رو
مبتلا کنه