بابا آدم گفت خرم تو آسموناست
گفتم چرا؟ گفت به خاطر تار
موهاش به پسره گفتم تو واسه
چی ناراحتی؟ گفت واسه اینکه ازش
برسم به آرزوهام
گفتم خودشو شد داستانش گفت هیچی،
بیست و پنج درصد جانبازه به
مردی گفتم خوشحالی که زنت بارداره
گفت نه بابا، بدهی دارم، همین
شنبه دادگامه به مردی گفتم پیدا
کن یه کار ساده حیفی گفت
صاحبکارم بهم داشت نگاه جنسی یه
آقایی میگفت عاشقانه سشام سر پول
رفت شدم از این شاعرای دلگیر
نابرابری ترکید بغضم یکی بالا برجه،
یکی بالا برجک همچی فرق کرده
الان که ما میخوابیم کسی که
بیداره آقا دزدهست یه روز سو
ایران جوون کم بد بگو بیش
رفرهته عبه چی گندم سنام بیشتر
با رمه یارو گفت چند سالته
مگه؟ شرات خیلی حرف میشه گفتم
مشی، تازه سیزده سالمه