باغچه غرور تو یه خرده خشکی
دَش بکن
این همه طالب جنگ رو اندکی
کمش بکن
چی میشه جهان با صلح
برسه به سور اسرافیل فقط
انگارى طلسم شدیم رو زمینیم ناچار
موندیم
گفته بودی اسممو یه بار دو
بار سه بار صدا بزن
هزار و یک بار بشنوی
الله من الله من
کمبود عشق تو دارم
کمبود تجربه دارم ثروت عظیم میخوام
عقدهی
نفسی دارم
نفسمو آتیش کشید اون قسمش آتیشه
انگارى طلسم شدیم رو زمینیم ما
همینیم
میتونیم که بریم یا بمونیم یا
نریم
مگه ما چی هی میگیم
مشکل دل چی بود
آه قلب من تیر میکشه
لامعلاج
دردی بی درمون
قسمت منم بکن
با تو باشم دوست دارم
سیگارتم مگه