

صدای گریههای تو
صدای گریههای من
بالا سرم گریه نکن باید بخندی عشق من
میدونم لباسامو بو میکنی بغل میگیری مردم دیگه کل بدنم مثل دستا
سرده
شدم جسد بیرون از جلم خاکم کرده وای تو چرا گریه میکنی؟
مگه خودت نبودی که گفتی ول نمیکنی؟
اونی که پاکی و ایجابتو از درونت خرید و برد
شبای بد تو رفتی کردی و منو کشت
خودت بیا مرثت فقط همین میدی واسم فاتحه حالا که رفتم راحت
رو زمین باش کسی میگیره دنه همیشه همین باش ببین درت به
جون نمیخوام بیای سر مزار من چون که از پشیمونی بعد گناه
بیزارم من
صدای خندههای تو
صدای خندههای من
بالا سرم گریه نکن باید بخندی عشق من (عشق من) (آه)