

(dadaaaa-dad-daaam) زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک
و غزل خوان و صراحی
در دست
(آخ... ای دل) نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم
شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر
فراگوش
من آورد به آواز
حزین
گفت
ای عاشق دیرینه من خوابت هست (ooh-aaah)
(دل دیوانه من...)