

از وقتی رفتی
خونه بیصداست
لیوان رو
لبپریده روی میزِ ماست
کفشهات هنوز
کنار در مونده
دلِ من هر شب از تو کم مونده
من که گفتم
میمونم همونجا
وسط این همه
سُقوط و
دریا
ولی تو رفتی
و من هنوز توی این خونه
جا موندم، هنوز
منو ببین ببین که میبرم از نبودنت منو ببین
من که شدم اسیرِ حسرتت منو ببین
ببین که میبُرم از نبودنت منو ببین
دلم هنوز صدات رو میخواد،
فقط (آه)
عکسهات افتاده
روی فرشِ
سرد
بوی تو
مانده
پشتِ هر درد
هر بار که در میزنند میپرم از جا فکر میکنم شاید
رسیدی، اما نه
کوچه هم انگار
اسم تو رو بلده
هرجا
که میرم
ردت جلوتره
من که گفتم
بدون تو نمیشه
این دلِ
زخمی
با هیچکس نمیره
ولی تو رفتی
و من هنوز توی
همین غم
گیره، هنوز
اگه برگردی
همهچی عوض میشه این همه شب
از سرم میریزه
من از تو دلخورم ولی هنوز
آخرِ اسمِ تو میلرزم،
هنوز
(آه، هنوز...)
منو ببین ببین که میبُرم از نبودنت
منو ببین
من که شدم اسیرِ حسرتت
منو ببین ببین که میبُرم از نبودنت
منو ببین
دلم هنوز صدات رو میخواد، فقط منو ببین ببین که میبُرم از
نبودنت
منو ببین منو ببین