

ای دل
من، آرام بگیر
شب از نگاهت خستهتر است
نام تو مانده بر لب
من
مثل
گلی
در باد سحر (آه)
دل بردی و جانم به تو پیوست ای روشنای صبحِ من
در سینهام مانده هنوز
آوازِ نامِ تو (جانم)
برگرد،
ای بهارِ
جان
بی تو خزانم، بی نشان
در گریه هم نامت خوش است
ای مهربان،
ای مهربان (آه، جانم)
از کوچههای
خاطرهها
بوی تو میآید هنوز
هر بار باران میرسد
چشمم تو را میجوید (آه)
اگر بمانی، جان میگیرد
این خانهی خاموشِ من
دستت چراغِ راهِ من
قلبت پناهِ من
(ای جان)
برگرد،
ای بهارِ جان
بی تو خزانم،
بی نشان
در گریه هم
نامت خوش است
ای مهربان،
ای مهربان (آه، جانم)
ای مهربان در دل بمان (آه)