

(ahhhh) در این اتاق
بی صدا و تاریک نشسته ام
با خاطرات نزدیک جدایی آمد و دل را شکسته
تمام درها به روی من بسته ببین باران
دوباره میبارد نشانی از تو
برای من دارد
امان از این
جدایی و تنهایی
بگو پس کی
دوباره باز می آیی
شکسته بالم
بی تو در این قفس نفس نمانده برایم بی همنفس
کجا رفتی ای آرام جانم
بدون تو دگر زنده نمانم
(امان، امان)
امان از این
جدایی و تنهایی
بگو پس کی
دوباره باز می آیی
شکسته بالم
بی تو در این قفس
نفس نمانده برایم بی همنفس
جدایی...
امان از این جدایی...