نه، دیگه شبای من سحر نداره
میپیچه تو سرم همش آوای گریه
هنوز کنار نیومدم، دارم میسوزم دروغ
بهم میگفتن خاک سرده اون عکسی
که زدم به دیوار نمیدونی هم
جونمه، هم جونمو داره میگیره از
لحظه یادت تو میافتم اونجا مُردم
یه آدم زنده مگه چند بار
میمیره؟ یه جملهی تکراریه خیلی شنیدم
بی تو نمیتونم و من الان
میفهمم با گریه، بغض و دلتنگی
و غصه اصلاً نمیدونم دارم با
چی میجنگم
کجایی الان عزیز دلم؟
دلم تنگته،
چه جوری بگم؟