هرچی گفتم به در و نمیرسید
بهت تا کی بگردم تو رو؟
لای بغض و گریههام یاد تو
میندازه منو هوای خیس این شب
لالایی میخونه با من
آرامانم نمیشه
اون که با خود خواهی آش
این عشقو با ترک خودت بگو
تو بودی یا من اون که
پامونو رفیق موج و ساحل کرد
خودت بگو تو بودی یا من
تو کجایی که الان دریا دلش
تنگه ببینه ما دو تا رو
با هم
پایههای عشقمون روی یه مشت خاک
تا اینجاش هم خط و نک
که رفتی و همش
شد تو دلم آوار
ترسم از این بود بگی بم
تیکههای قلب مرده تو با دست
لای خودت بردار
هر کاری کردم تا هر دیواریه
دلم بشه
خونهت اما
نشد من خبر دارم که گشتی
مثل من یکیش دیو خونهت پیدا
نشد اون که با خود خواهی
آش این عشقو با ترک
به هم بگو تو بودی یا
من اون که پامونو رفیق موج
و ساحل کرد خودت بگو تو
بودی یا من تو کجایی که
الان دریا دلش تنگه ببینه ما
دو تا رو با هم