

تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه آتشین شد
از آن شبی که برنگشتی
صدای من شکست و تنها ماند (آه)
برگرد
ای آرام جانم
بی تو شبها بینشانم
پیانو گریه میکند با من
تا صبح نامت را میخوانم
(آه جان)
جهان که شادی
آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که برنگشتی
هوای خانه سرد و سنگین شد
(ای وای)
اگر صدایم خسته باشد تو باز آن را آشنا کن از دل
این
بغض
خاموش راهی به فردا وا کن (آه)
برگرد ای آرام جانم
بی تو شبها بینشانم
پیانو گریه میکند با من
تا صبح نامت را میخوانم
برگرد، دلم روشن بماند (آه جان)
از آن شبی که برنگشتی
نام تو در دلم
نشسته (آه)