دو دریچه، دو نگاه، دو پنجره
دو رفیق، دو همنشین، دو حنجره
دو مسافر
تو مسیر زندگی
دو عزیز، دو همدم همیشگی
با هم
از غروب و سایه رد شدیم
قصه ی عاشقی رو بلد شدیم
فکر میکردیم آخر
قصه اینه
جز خدا هیشکی ما رو نمیبینه