

ای نازنین، ای نازنین
در اینه ما را ببین
از شرم این صد چهرهها
در اینه افتاده چین
عشق و طرو و اعتبار
کالای بازار کساد
سرابی بود و بس
خوابی
که تعبیری
نداشت
ای نازنین، ای نازنین در اینه ما را
ببین
ای نازنین (آه ای نازنین)
از شامگاه حادثه
گفتی که جان در بردهایم اما چه جان در بردهای
پیری به سر خود کردهایم