

میروم،
شاید که درمانی کنم پیدا
که سامانی بگیرد
این دل شیدا
نمیمانم دمی، دنیای تو دیگر نمیخواهم
ز پا افتادهام دیگر، به دنبالت نمیآیم
چه شبهایی سحر کردم، چه روزایی به سر کردم
غم و غمخانه با من بود، به هر جایی سفر کردم
میروم، شاید
که دلداری کنم پیدا
که درمانی بگیرد
این دل رسوا
نمیمانم شبی، غوغای تو دیگر نمیخواهم ز دست دل گریزانم، سراغ تو
نمیآیم
چه شبهایی سفر کردم، دلم را در به در کردم غروب و
غم نصیب من، به هر جایی نظر کردم میروم،
شاید
که درمانی کنم پیدا
میروم،
شاید
که دلداری کنم پیدا
غم و
غمخانه با من بود
دل دیوانه با من بود به هر جایی سفر کردم دلم را
در به در کردم میروم، شاید که پایانی کنم پیدا
میروم، شاید که درمانی کنم پیدا میروم، شاید که دلداری کنم پیدا
غم و غمخانه با من بود
دل دیوانه با من بود
به هر جایی سفر کردم دلم را در به در کردم میروم،
شاید که پایانی کنم پیدا