به آظم تو به سحر گفتم
استخاره کنم، هی بهار تو به
شکندیز رسات چیچوره کنم لالالالا لالالالا
لالالا لالالالا لالالا
اگر ز لال لب و
بوسه یوبم
اگر ز لال لب و بوسه
یوبم
جوان شام ز سر و زندگی
دوباره کنم، هی به آظم تو
به سحر گفتم استخاره کنم، هی
بهار تو به شکندیز رسات چیچوره
کنم لالالالا لالالالا لالالا لالالالا لالالا