

یِییییییی... هوووووووو... هااااااا... Yeah...
گفتن این یکی نمیرسه... (هه)
پس چرا هنوز پشت سرم راه میری؟ هووووووووووو!
ها! ها! یِییییییییی!
من از اون کوچههام که چراغ نداشت
ولی هر قدمم یه ردپا داشت
گفتی «تو هیچی نیستی» — باشه، قبول
ولی جالبه، هنوز اسمت کنار اسم
من بود تو با حرفات خواستی منو کوچیک کنی من با کارام
کاری کردم ساکت شی تو دنبال تأیید، من دنبال اثر تو دنبال
جمع، من وسطِ خطر
من زمین خوردم؟ آره، چند بار
ولی زمین خوردن نیست پایان کار هر زخمی که زدی شد یه
خط روی دفتر هرچی گفتی علیه من، شد سوخت موتور یِییییییییی!
من با سکوت جواب دادم چون بعضی آدما ارزش صدا ندارن تو
فکر کردی سکوت یعنی ترس
نه... یعنی داشتم حساب میکردم.
هوووووووووو! پشت سرم، پشت سرم هرچی گفتی شد دودِ دور سرم هااااااااا!
من هنوز، من هنوز همونم که گفتی نمیشه ازش چیزی ساخت یِییییییییی!
حالا ببین، حالا ببین اون که میخندید، چرا ساکت شده؟ هوووووووووو!
من نیومدم که شبیهت شم اومدم که یادت بمونه کی بودم.
نه تاج میخوام، نه تخت، نه تعریف من خودم ساختم این مسیر
کثیف یه مشت حرف پشت سر، یه مشت لبخند مصنوعی رفیق تا
وقتی جیبت پره؟ چه رابطهی باحالی!
من آدمای دو رو رو از حفظام
چون هرچی دیدم، شد بخشی از درسم تو نقش بازی کردی، من
پرده رو پاره کردم تو خودتو قهرمان دیدی، من داستانو عوض کردم
آره، تلخه
ولی حقیقت شیرینی نیست اونی که هر روز میگه «من بهترینم» معمولاً
هنوز دنبال اینه که باورش کنن.
هااااااااا... من لازم نیست بگم کیام وقتی کارام دارن معرفیم میکنن.
آآآآآآآآآآ... هووووووووووو...
یِیییییییی... (سکوت) حالا گوش کن.
هاااااااااااااااا! تو منو شکست ندادی—
تو فقط فهموندی کِی ارزش موندن نداشت.
هووووووووووو!
پشت سرم، پشت سرم هرچی گفتی شد دودِ دور سرم هااااااااا!
من هنوز،
من هنوز از همون خاکی که زدم، ساختم خودمو یِییییییییی!
حالا ببین، حالا ببین من همون آدمم، ولی دیگه اون آدم نیستم
هووووووووووو! تو منتظر سقوط من بودی...
من داشتم ارتفاع میگرفتم.
هووووووو... بعضیا رو باید بخشید...
نه برای اینکه حق با اوناست...
برای اینکه دیگه ارزش حمل کردنشونو نداری.
هااااااا... یِیییییییی... پشت سرم حرف بزن...
حداقل مطمئنم
جلوتر از تو دارم میرم.
هووووووووووووو...