غم شعرامید نبودنتو غروب رویامه میشه
که باشه اسمت حرمت شروع یک
نامه جلوی دریا جلو چشمات ماته
که مرهم واسه قلبم گرمیه دستاته
که هر بار این غم توی
صدام میشینه غمت سنگینه