

در این اتاق خلوت و سرد
نشستهام با کوهی از درد
سکوت خانه
میزند داد
کجا رفت آن
صدای همدم؟
پنجره
خیره
به باران شده
کوچه اسیر
زمستان شده
تصویر تو
روی دیوار غرق تمنای
دیدار شده
رفتی آدمکا رو جا گذاشتی با قلب خسته
تنها گذاشتی (آه) پرواز کردی بی من سبکبال
مرا در این غوطهور رها گذاشتی
رفتی و هیچ نمانده
دگر...