

یه خونه داریم، پر از عطرِ زندگی پر از خندههای ساده، پر
از دلبستگی یه مامان مهربون، یه بابای خسته ولی با خندهی بچهها،
دلشون به هم پیوسته
یه گوشه خونه، صدای خندههاست صدای پای حامی، صدای رویاهاست حلما مثل
خورشید، میتابه توی خونه
با خندههاش انگاری، دنیا قشنگتر میمونه
مامان و بابا، حلما و حامی چهار تا دل، کنار هم، چه
حس زیبایی دست توی دست هم، تا آخر دنیا خانواده یعنی عشق،
یعنی همین رؤیا
مامان و بابا، پناهِ بچهها حلما و حامی، تمومِ قصهها هر جا
که باشیم، هر جای این دنیا چهار نفریم و داریم، یه قلبِ
پر از رویا