

تو اومدی و شهر نفس کشید دوباره
خورشید خندید از پشت دیوار غبار
با هر قدمت خیابونا روشن میشن
ستارهها از اسمتو سوت و میزنن
موحات مثل موج شبای تابستونه
چشات یه دنیا قصهی عاشقونه
وقتی میخندی دنیا میایسته
قلبم با ریتم
تو دوباره میرقصه
بذار همه بدونن این عشق منه
یه آتش توی قلبم که خاموش نمیشه
با تو میخوام تا آخر این جاده برم
با صدای گیتار با تو دیوونه شم (آخ دیوونه شم) هنار، تو
صدای قلب منی هنار، تو دلیل خندههامی بذار دنیا بدونه
من کنار تو میمونم
تا آخر این شب، تا طلوع فرداها
هنار، مثل برق توی شب مثل بارون روی آتش قلبم
تو همون آهنگی هستی که
هیچوقت از ذهنم
نمیره
با تو حتی بارونم شبیه جشنه
هر لحظه با تو یه شروع دوبارهست
نترسی از فردا، نه از فکر گذشته
وقتی دستات توی دستامه همه چی دسته
بذار گیتارها بلندتر
از همیشه بخونن بذار ستارهها اسمتو رو بدونن
من و تو وسط این شهر دیوونه یه قصه میسازیم که دنیا
بدونه
هنار رنگ داده به دل یک دیوونه
هنار،
صدای تو توی رگامه هنار،
عشق تو توی هوامه
تو لب زندگی به منی
هنار، تو رویای واقعی منی با تو میخندم، با تو میجنگم با
تو به عادای این دنیا
میخندم