

همه گفتن این جمع میریزه ولی ریشهمون توی خاکه مصطفا جلو، دلها
قرصه ما هنوز اینجاییم، پابرجا (هی)
هر کی خواست از راه ما سنگ بسازه دید که این دیوار
از باور بلنده حرف زیاد بود، ما جوابو با کار دادیم هر
قدممون مثل قسم محکمه داوود میخونه، صداش میبره بالا بهزاد وسط، جمعو
نگه میداره ما کنار هم، نه کم میاریم نه میبازیم این خانواده
با دلش راه میره
اونا فکر کردن ما خسته میشیم ما از خستگی پل ساختیم اگه
راهو بستن، باز رد شدیم با اسم رفاقت، قد کشیدیم (آه)
ما پایداریم، پایداریم هیچ دستی نمیتونه ما رو جدا کنه با رهبری
مصطفا، راه روشنه داوود بخونه، دلها صدا کنه بهزاد وسط، جمعو نگه
داره عاطف بزنه چِینِ مافیا رو ما پایداریم، پایداریم (هی، هی)
دیدن که این اسم فقط یه اسم نیست یه عهد قدیمیه بین
چندتا دل اونا میخواستن جمعو از هم بپاشن ما خنده زدیم و
شدیم محکمتر مصطفا جلو، نگاش مثل نقشه داوود صداش روی درد مرهمه
بهزاد میشینه درست وسط قصه عاطف با ریتم، حلقه رو کامل کنه
اگه شب بلند شد، ما چراغِ صبحیم اگه باد اومد، ما کوه
صبوریم اسم ما میمونه، روی لبِ یارا از دلِ این جمع، قدرت
میبارد (آه)
ما پایداریم، پایداریم هیچ دستی نمیتونه ما رو جدا کنه با رهبری
مصطفا، راه روشنه داوود بخونه، دلها صدا کنه بهزاد وسط، جمعو نگه
داره عاطف بزنه چِینِ مافیا رو ما پایداریم، پایداریم تا آخرش کنار
همیم (هی، هی)