

(ooh-aaah) خیابونا سرد و تاریک و ساکت رفیقا رفتن نمونده یه باکلاسش من
موندم و این قلم و یه قاب خالی سهمم شده از دنیا
همین بی حالی
(آه، همیشه همین بود) توی این مسیر تاریک
ما موندیم تنهای تنها
(آره تنهای تنها) رو به فرداهای مبهم، غرق توی این دردا
هر شب جنگ با تصویر توی آیینه
سنگینه بار رو دوشم خیلی سنگینه
هیچکس نفهمید پشت این ماسک چی بود
یه بغض کهنه که از بچگی باهام بود
(آره
باهام بود)
(همیشه همین بود) توی این مسیر تاریک
ما موندیم تنهای تنها
(آره تنهای تنها)
رو به فرداهای مبهم، غرق توی این دردا
فقط سکوت موند...
(آره... سکوت)