از تو دور و دل من
به تو نزدیکتر است گوش من
به صدای تو معتاد شده است
قلبم
تکرار نفسهای تو شد دیوار تنهایی
با طلسم عشق تو شکسته شد
من آزاد ولی اسیر عشق تو
شدم در به در کوی میخانه
بی تمن شدم مستم هر شب،
آره مست اون نگاهت مستم هر
شب، آره مست اون نگاهت اسم
من برده شده کنار نامت
تو شدی همه کسم، بال و
پرم من شدم ترانهخوان غزل عاشقیام
تو شدی نقاشی روی بوم سفید
زندگی من شدم سیاه قلم روی
مقوای سفید تو شدی شراب قرمز
سر میز من شدم اون شاعر
پیمانه ریز