

(hummmmm) بارون میباره
روی شیشهها
گم شدم تو این
تاریکیها
کاشکی بودی اینجا کنار من
پایان
بده
به این دوریها
بی تو تمومه کار من
تاریکه
روزگار من کجایی ای بهار
من (آه)
هر شب تو خوابم
تو رو میبینم
عکساتو بغل میکنم
میشینم
رفتی و تنها موندم با غمهات
گلهای پرپر
برات میچینم
بی تو تمومه کار من
تاریکه
روزگار من کجایی ای بهار
من (آه)
کجایی ای بهار من (کجایی)