

(ahhhh) دل من از تب
عشق تو سوخت
پر کشید و چشمان به راه
تو دوخت (بی تو تنهام)
بی تو باران بند
نمی آید دگر
سوختم در این
هجران، بی خبر
(آه، کجایی؟)
هر نفس یاد تو با من همدم است
سهم من از رفتنت
اندوه و غم است (ای داد)
بی تو باران بند
نمی
آید دگر
سوختم در این
هجران، بی خبر
(وای
از این غم)
(آرام آرام...)