رو به روی تو کی ام
من یه اسیر
سرسپردهام
چهرهی تکیدهای که تو غبار
آینه مرده
من برای تو کی هستم؟ روح
تنهایی تحمل بین ما پل عذابه
من خسته پایه پل
ای که نزدیکی مثل من به
من اما خیلی دوری خوب نگام
کن تا ببینی چهرهی درد و
صبوری
کاشکی میشد تو بدونی من برای
تو کی هستم از تو بیش
از همه دنیا از خودم بیش
از تو خستم ببین که خستم
تنها غرور
عصای دستم از عذاب
با تو بودن در سکوت خود
خرابم نه صبورم و نه عاشق
من تجسم عذابم