

(hmmm) صداهای دور، تو این
کوچه ی سرد
نوشتم برات از غبار و از این درد
ببین قصه ها
رفت و بارون گرفت
دوباره دل
این بیابون گرفت
بیا و بخوان نغمه ای
از بهار که آشفته شد خلوت این دیار (آه)
سکوتت
هیاهوی
این باور است
نگاهت برای منِ
خسته هم آخر است
بیا
و بخوان نغمه ای از بهار که
آشفته شد خلوت این دیار (بیا...)
بخون
با صدای
من... (لالالا...)