روبروم شب و سیاهی
بیکسی پشت سرم
نمیتونم که بمونم
باید از تو بگذرم
دارم از نفس میافتم
تو هجوم سایههام
کاشکی بشکنه دوباره
بغض این گلایههام
تو که میشکنی تو شعرهای
تو تصویر منه
گم شدن تو این شب برهنه
تقدیر منه