

این بار نمیخوام بگم برگرد فقط گوش کن
بذار حرفایی که توی گلوم مونده
یه بار راحت گفته بشه
تو رفتی و من موندم و یه شهرِ بیحوصله چندتا پیام نصفه،
یه قلبِ پر از فاصله گفتی خوب میشی، ولی نگفتی کی و
چطوری من موندم و یه بغض سنگین، با شبای اجباری تو بلد
بودی بخندی، درست وقتی من میشکستم من بلد نبودم بگم چقدر به
بودنت وابسته بودم همیشه خودمو محکم نشون دادم که فکر نکنی ضعیفم
ولی بعدِ رفتنت فهمیدم چقدر بهت نزدیکم هرکی اسم تو رو میاره،
بحثو عوض میکنم میخندم، ولی توی دلم دوباره آشوبه از همهی خاطرههات
فرار کردم، ولی نشد یه چیزی از تو توی منه که با
رفتنت نرفت
من هنوز
وقتی بارون میزنه، یادت میافتم صد بار به خودم گفتم دیگه برنمیگردم
تو رفتی و من موندم با یه قلبِ بیقرار که اسم تو
تهِ صداشه،
هرچی میگه برو کنار
میدونم سهم من نبودی، خودمم اینو میفهمم
ولی دلم با منطقِ دنیا کنار نمیاد، نه
از همهی شهر رد شدم، جز اون روزی که دستتو ول کردم
همونجا یه تیکه از دلم موند و دیگه مثل قبل نشدم من
همون دخترم که میگفت به هیچکس دل نمیبنده حالا هر آهنگی میاد،
یه جاش تو رو یادم میاندازه از خودم فرار کردم، ولی نمیدونستم
کجا برم هرجا رفتم، ردِ تو افتاده بود توی فکرم من هنوز
وقتی بارون میزنه، یادت میافتم با اینکه صد بار گفتم دیگه برنمیگردم
تو رفتی و من موندم با یه قلبِ بیقرار که اسم تو
تهِ صداشه، حتی وقتی میگه تمومه، برو کنار
تو فکر کردی بیخیالم،
چون چیزی بهت نگفتم نخواستم با گریههام جلوی رفتنتو بگیرم ولی از
اون شب به بعد، هر بار تنها شدم بهجای اینکه فراموشت کنم،
شبیه تو شدم کمحرف شدم و از آدما فاصله گرفتم پر شدم
از حرفایی که هیچوقت به کسی نگفتم میگن زمان که بگذره، زخمها
خوب میشن ولی بعضی دردها هر روز عمیقتر میشن نه میخوام برگردی،
نه میخوام عذاب وجدان بگیری فقط کاش میفهمیدی با رفتنت چی رو
جا گذاشتی
یه دختر که جلوی همه خودش رو جمع میکرد ولی شب که
میرسید، با خاطرههات کم میآورد
اگه یه روز صدای من بهت رسید اگه یه خط از این
حرفا به دلت نشست بدون هنوز ازت کینه ندارم فقط دیگه نمیتونم
مثل قبل دوستت داشته باشم
تو اولین کسی بودی که دلمو فهمید
و اولین کسی که دلمو شکست و رفت من خاطرهی تازهای ازت
نمیخوام، خاطره زیاده فقط دلم میخواست آخرش اینقدر تنها نمونم
من هنوز وقتی بارون میزنه، یادت میافتم ولی این بار به خودم
میگم دیگه برنمیگردم
تو رفتی و من موندم با یه قلبِ بیقرار اسم تو هنوز
تهِ صداشه، ولی دیگه سمتت نمیاد هنوز توی خوابام با تو حرف
میزنم صبح که میشه، با نبودنت سر میکنم شاید دیگه مال من
نباشی،
قبول ولی یه عمر یه گوشهی قلبم میمونی
آه...
هنوزم سخته ولی دیگه چیزی نمیگم فقط میذارم بارون بیاد